سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.
ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ ميدهد و ما از آن غافليم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود......
به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند، یک ماهی است که کسانی که مشکل داروی ام اس دارند، وسط خیابان باید صف بکشند برای گرفتن داروی ام اس که دولت وارد نمی کند تا مردم مجبور شوند داروی داخلی را که پزشکان تائید نمی کنند، مصرف کنند، در عوض همین دولت به اندازه سه برابر برنج مصرفی کشور، امسال برنج وارد کرده و نمی داند با آن باید برای کی شله زرد نذری درست کند. خب! آقای محترم، عزیز دلم، خبر مرگت، به آن برادر سپاه که واردات برنج را در اختیار دارد بگو خبر مرگش یک صدم آن پول را بدهد برای وارد کردن دارو. نمی میرند که! فعلا در شهر خبرهایی است و هر گوشه اش یک بساطی. علویه خانم، بدون ولنگاری، می گوید که هنوز شروع نشده ولی به نظرم همین روزها گیر بدهند. این علویه خانم یک موجود نازنینی است که پنجره آپارتمانش جایی است که همه جای شهر را می بیند. سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاعرسانی نیروی انتظامی گفت: « بدون شک هیچ شخصی حتی خانوادههایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتیمتری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. » آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
در راستای سفر دیروز رئیس جمهور محترم کشور به شهر شیراز و استقبال گسترده تلویزیونی و عکاسی مردم از ایشان و به مناسبت این روز فرخنده و مبارک و میمون و چی توز که قرار است در آن سد سیوند آبگیری شده و پاسارگاد را در راستای 300 و 400 و غیره نابود کنیم، حافظ شیرازی که هرگز تصور نمی کرد که شهر شیراز به چنین مصیبتی دچار آید، شعری سروده است که تفسیر بخشی از آن را تقدیم می کنیم:
البته مشکل اصلی مشکل ما غیرخودی هاست که اگر به کره اسب دربان دانشگاه اصفهان بگوئیم یابو، منظورمان مسوول حراست دانشگاه است و چون حراست دانشگاه زیر نظر رئیس دانشگاه است، منظورمان به رئیس دانشگاه است و او منسوب دانشمند بزرگ و زاهد کبودپیشانی، یعنی وزیر علوم عضو کابینه است، پس منظورمان رئیس جمهور است و چون رئیس جمهور توسط شورای نگهبان انتخاب شده است، منظورمان طبعا شورای نگهبان است و همین طور برو انگار به همه مقدسات اهانت کرده ایم و طبعا می شویم مثل اشکوری و آقاجری که حکم اعدام مان را صادر می کنند. البته معتبرمان هم می کنند، اما اصولا خودی یعنی کسی که اگر به خدا و پیغمبر چیزی گفت، به یک معنی دارد شوخی خانوادگی می کند. البته یک حرفی می گویم یک حرفی می شنوید، این آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان آنچه خوبان همه دارند، ایشان به تنهایی دارد، از دانش آیت الله حسنی بگیر تا غیرت الله کرم و اعصاب کوچک زاده و زیبایی احمدی نژاد، موجود بی نظیری است. آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان، شوخی شوخی گفت: « پیامبران و در راس آنها پیامبر اسلام(ص) در تمام مدت حیات خود جز حرف زدن کاری انجام ندادند.» وی همچنین برای اینکه اثبات کند که الکی الکی حرفی از دهانش درنرفته است، اعلام کرد که: « جانبازان سربار جامعه و دانشگاه اند.» به دنبال این اعلام نظر موسع، گروهی از جانبازان 30 درصد تا 50 درصد در دانشگاه اصفهان به ایشان اعتراض کردند که احتمالا بعد از اعتراض یا تبدیل به جانباز 70 درصد و 80 درصد می شوند یا مدتی مفقود الاثر می شوند......
در راستای اینکه آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور محبوب و خوش تیپ مملکت مان لطف فرموده و گفته است که: « بیاییم بر مبنای فرهنگ انتظار، اقتصاد اسلامی را تعریف کنیم.» و با عنایت به اینکه فرهنگ انتظار با چیزهایی مثل امداد غیبی و غیب و شهادت سروکار دارد، لذا ما تصمیم داریم اقتصاد مملکت اسلامی مان را براساس فرهنگ انتظار تعریف کنیم . لذا موارد زیر به عرض می رسد:
تولید صنعتی: در اقتصاد انتظار، تولید صنعتی نقش بسیار مهمی دارد. در این شیوه برای تولید اتومبیل سمند و پراید و پژو مدتی تلاش می کنیم تا خودروهای مورد نظر تولید شود، بعد آن را روشن می کنیم و بعد از خواندن دعای فرج منتظر می مانیم تا خودروی مورد نظر آتش بگیرد و غیب شود و بعد یک اتومبیل قدیمی که بر اساس اقتصاد انتظار ساخته نشده، می خریم و سوار آن می شویم......