امروز از اون روزهاي بي خبري بود، البته عزرائيل يک دوري اطراف قم و تهران زد و رفت، ولي مثل اينکه خوشبختانه کاري نکرد. فعلا در شهر مثل سابق از امن و امان خبري نيست، همه چيز نصفه نيمه اتفاق مي افتد و هست و نيست. تقريبا اکثر بينندگان عزيز از ديدن برنامه « به اسم دموکراسي» احساس رضايت داشتند. فقط معلوم نيست اين برنامه را چرا تلويزيون آمريکا پخش نکرد و تلويزيون ايران پخش کرد؟ فرض کنيد اين برنامه را آمريکايي ها توليد کرده بودند و مي خواستند به ايراني ها بگويند که ما مي خواهيم به ايران دموکراسي بياوريم، احتمالا تلويزيون ايران يک برنامه مي ساخت و اثبات مي کرد که تمام اظهارات کيان تاجبخش و هاله اسفندياري و رامين جهانبگلو دروغ است و آمريکايي ها مي خواهند به ايران حمله نظامي کنند و يک حکومت ديکتاتوري بياورند تا کنترل منطقه را در دست بگيرند. خبرگزاري بازتاب هم به پخش اين برنامه اعتراض کرد و محسن رضايي هم رسما اعلام کرد که «آمريکا از براندازي جمهوري اسلامي نااميد شده است.»
مرگ آيت الله مشکيني
خبرگزاري انتخاب در عرض دو روز دو گاف سنگين داد، البته زياد چيز مهمي نيست، همه ماها ايراني هستيم، از اين کارها مي کنيم، عجله هم چيز خوبي نيست، خبرها را مثل بي بي سي بهتر است اول بررسي دقيق کنيم و بعد از اينکه مطمئن شديم لزومي ندارد بدهيم، چون همه از آن خبردار شده اند. آيت الله مشکيني هنوز زنده است و البته پزشکان گفته اند که فعلا همان حال قبلي را دارد. البته اگر ايشان فوت کند، کمي قمر اوضاع زودتر از موعد مقرر به عقرب مي رود. از طرف ديگر خبر مرگ خانم سيمين دانشور که انشاء الله قدش سر چشم برادر شوهرش بيايد، اعلام و تکذيب شد. حال سيمين خانم هم خوب نيست و فعلا در اغماست. به نظر مي رسد عزرائيل هم مثل علي لاريجاني در حال بلاتکليفي است و نمي داند چکار کند. ما که به مرگ هيچ کسي راضي نيستيم. خيلي سانتي مانتال شدم و انسان خوبي به نظر مي رسم، نه؟
دانشجو بيدار است، از زندگي بيزار است
اين مامان قهوه اي ها هم ول نمي کنند. من نمي دانم چه گيري است که به اين بچه هاي دانشجو دارند مي دهند؟ به نظر مي رسد جمهوري اسلامي حال مي کند که تمام کشور بشود يک مجموعه درگيري سنگين خياباني و سنگربندي و بزن و بکش، مثل لات هايي که تا کتک نزنند يا نخورند حال شان خوب نمي شود. فعلا هشت دانشجو در زندان انفرادي هستند و پنج نفرشان اعتصاب غذا کرده اند. گفته مي شود که دارند به عبدالله مومني فشار مي آورند که مصاحبه تلويزيوني کند. احتمالا دارند دنبال سناريو نويس مي گردند که تحکيمي ها را يک جوري به لخ والسا وصل کنند، فعلا همه سناريو نويسان گرفتارند و وقت ندارند. دادخواه وکيل زندانيان گفت: «نمي توانم با دانشجويان بازداشتي ملاقات کنم.» آگاهان گفتند: البته همين طوري پيش برود ممکن است با آنها ملاقات کنيد، ولي ديگر کسي با شما نتواند ملاقات کند. البته دانشگاهها هم گرفتاري عجيب و غريب دارند. اين آقاي عميدزنجاني رئيس دانشگاه تهران هم مثل اينکه خيلي حالش خراب است. عميد زنجاني در يک اظهار نظر شگفت انگيز و غيرمترقبه که به هرکسي در دنيا بگوئي از خنده کف زمين مي افتد و بايد با کاردک جمعش کني، گفت: «نشريات دانشجويي از ادبيات طنز استفاده نکنند.» يکي از مشاورين رئيس دانشگاه تهران گفت: دانشجويان بايد چيزهايي بنويسند که رئيس دانشگاه آنها را بفهمد، وگرنه ممنوع است.
خدا به خير بگذراند
از طرف ديگر يک خبر عجيب و غريب رسيده که نمي دانم چطوري مي شود نگاهش کرد. خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريواني گفته است که وي به اعدام محکوم شده است. البته ممکن است از همين تهديدهايي باشد که توي زندان مي کنند که آدم را بترسانند، ولي فعلا با اين بالا زدن هاش خون قوه قضائيه معلوم نيست شوخي شوخي از اين کارها هم بکنند. البته اگر قضيه کمي جدي تر شد بايد همه فشار سنگين بياورند که پي قضيه را ول کنند. ياد روزهاي قبل از ارديبهشت و خرداد سال شصت آدم مي افتد که عده اي آدم عاقل در حکومت داشتند جلوي کشيده شدن درگيري ها به خون و خونريزي را مي گرفتند، از آن طرف لاجوردي و دوستان در اوين منتظر يک بهانه بودند که وارد سرکوب سنگين شوند. خدا بخير بگذراند.
خاتمي: هرگز هرگز هرگز
البته اگر بخواهد بشود هم نبايد از حالا خبر بدهد، وگرنه نمي گذارند نفس بکشد. نفس هم نکشد که نمي شود، آن وقت نمي تواند حرف بزند و کاري بکند. محمد خاتمي براي هزارمين بار در حالي که مواظب بود انگشترش از دستش درنيايد و کسي دست به طرفش دراز نکند، اعلام کرد: «در دو انتخابات آتي کانديدا نمي شوم.» آگاهان گفتند: « تا انتخابات سومي هم که ما به گوگوش راي مي دهيم و ديگر مزاحم شما نمي شويم.» خاتمي، همچنين براي راحت کردن خيال کليه امت شهيدپرور و معمولي اعلام کرد: «محوريت جبهه اصلاحات را هم برعهده نمي گيرم.» فعلا با اعلام اين موارد در زيرزمين اصولگرايان مراسم عقد و عروسي همزمان برگزار مي شود، ولي فعلا عروس رفته بود گل بچيند، وسط راه بنزينش تمام شده و کارت سوخت هم ندارد. از همه اينها گذشته برادر حسينيان معروف به خسرو خوبان، از مشاورت احمدي نژاد استعفا داد تا به دليل جذابيت هاي فراوان، خوشنامي، سابقه خوب، چهره دلنشين و نظرات جالبش نامزد انتخابات مجلس شود. از کليه کساني که براي راي دادن مي روند خواسته مي شود از همراه بردن داروي نظافت يا رفتن به حمام خودداري کنند.
ديجيتال فرصت است يا تهديد؟
جدا ما خيلي آدمها بدي بوديم، چرا هر وقت اين معاون اول مي خواست برود توي اينترنت ما برايش محدوديت بوجود آورديم و جلوي همه سايت هايي را که مي خواست وارد آن بشود گرفتيم؟ مگر اين معاون اول عزيز چه کرده بود که ما اين همه تهديد در اينترنت براي او بوجود آورديم؟ واقعا دلمان آمد که سرعت اينترنت اين بنده خدا را آنقدر محدود کنيم که يک عکس احمدي نژاد را که مي خواهد داونلود کند، يک ساعت طول بکشد؟ چرا؟ معاون اول رئيس جمهور گفت: «قابليت هاي عرصه رسانه هاي ديجيتالي يک فرصت است، نبايد آن را تهديد فرض کرد.» آگاهان گفتند: داداش! ما که تهديد نکرديم، شما خودت تهديد کردي، جوري حرف مي زني انگار ما شما رو آره. البته مشکلات معاونين و مشاورين رئيس جمهور در ابعاد مختلف ادامه داشت، شمقدري که درباره اش اين شعر سروده شده است که «آن فيلم که از هنر بري بود، طوفان شن شمقدري بود» درباره اظهاراتي که در مورد جدايي احمدي نژاد( در نقش آقا داماد) و صفار هرندي( در نقش عروس تعريفي) کرده بود، تاکيد کرد که سخنانش تحريف شده و علاوه بر آن خواستار پيگرد قضائي عوامل انتشار بخش هايي از نامه خيلي محرمانه رئيس جمهور شد.
قرآن عبري و دعاي کميل ارمني
من فکر مي کنم اصولا مسلمين اعم از شيعه و سني از مسلمان شدن مسلمانان نااميد شده و فکر مي کنند اگر اين مسلمان هاي موجود را يک جوري از سرخودشان بازکنند، در عوض از ميان مسيحيان و يهوديان، مسلمانان جديد انتخاب کنند، دردسرش کمتر است. بدبختي اين است که مسلماناني مثل ايرانيان و عرب هاي سعودي و مصر و لبنان و عراق و غيره دارند همه وعده هايي را که در بهشت به آنها داده شده (شامل همه کمک هاي مالي و جنسي) در همين دنيا دارند انجام مي دهند که وقتي مي روند جهنم دور هم باشند، بد نگذرد. همه حقه بازي ها و پدرسوختگي ها را هم ياد گرفتند و از هر صدتاشان دو تا هم مسلمان درست و حسابي در نمي آيد. در همين راستا هفته قبل اعلام شد که دعاي کميل به زبان ارمني در ارمنستان منتشر شد. امروز هم اعلام شد که عربستان سعودي قصد دارد بزودي يک قرآن به زبان عبري منتشر کند. آگاهان در همين رابطه شديدا هشدار داده و گفتند: در ميان مسلمانان هيچ موجودي خطرناک تر از کسي که تازه ايمان آورده و تجربه زندگي در ميان مسلمين ندارد، نيست. اگر يک دفعه يکي گفت من قاراپط چديدالاسلام يا موشه عبدالباسط هستم، فورا فرار کنيد که ممکن است موج انفجارش شما را هم بگيرد.
امروز، بازي سرنوشت
بازي هاي ديروز تقريبا همان طوري پيش رفت که گمان زده مي شد. ديروز عراق بر ويتنام پيروز شد تا در مقابل برنده بازي ايران و کره جنوبي که امروز برگزار مي شود، قرار بگيرد. در عوض عربستان سعودي هم با ازبکستان مسابقه مي دهد. ژاپن هم استراليا را با پنالتي باز هم حذف کرد. اين استراليايي ها هم از وقتي وارد قاره آسيا شدند شانس ندارند.
هري پاتر و قديسان مرگ
ديروز رفتيم ديدن «هري پاتر و محفل ققنوس» خيلي باحال بود. فکر کنم بيست بار ديگر ببينمش. فکر نمي کنم هرگز رمان و سينما اينقدر به هم نزديک شده باشند. از طرف ديگر « هري پاتر و قديسان مرگ» هم وارد بازار شد و مثل توپ صدا کرد. منتظرم ترجمه اش زودتر بشود و برسد و نخوانم. فعلا اصلا دلم نمي خواهد بدانم که آخرش چه اتفاقي مي افتد، براي خودم سهميه بندي مي کنم، روزي پنجاه صفحه بيشتر نمي خوانم. البته اين هم از آن قول هايي است که احتمالا زيرش مي زنم. اعلام شد که تا ديروز 325 ميليون جلد از مجموعه هري پاتر در دنيا به فروش رفته است و اين کتاب ها به 64 زبان از جمله فارسي ترجمه شده. و يک پيام به خانم رولينگ دارم که اگر هري پاتر آخرش مرده باشد، من هم يک رمان مي نويسم و خانم رولينگ را مي کشم.
انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود سر انجام پس از حدود يك سال بلا تكليفي با حكم هيات منصفه اين دانشگاه منحل شد.اين انحلال در پي حكم "لغو مجوز"اين تشكل دانشجويي رخ داد.
از زمان آغاز فعاليت دولت نهم فشارهاي بسياري بر انجمن هاي اسلامي و تشكل هاي دانشجويي وارد آمده است و اكنون تقريبا تمام انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي ايران يا لغو مجوز شده و يا در مسير فعاليت با مشكل مواجه هستند.
لغو مجوز فعاليت انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود پس از آن رخ داد كه اين تشكل در زمستان گذشته اقدام به برگزاري انتخاباتي كرد که مورد تائيد قرار نگرفت. هيات منصفه و هيات نظارت دانشگاه ها بايد بلافاصله پس از برگزاري هر انتخابات دانشجويي تاييد و يا رد آن را اعلام كنند، اما اين مساله با حدود 6 ماه تاخير مواجه شد.
تخلف داشت
سهراب ميرزايي دبير هيات نظارت دانشگاه شاهرود ضمن اعلام اين خبر مي گويد: "پيرو جلسات 13 خرداد ماه و 9 تير ماه سال جاري با تقاضاي انجمن اسلامي دانشجويان، هيات نظارت دانشگاه از آنجاكه با استناد به ماده10 آييننامه تشكلهاي اسلامي دانشگاهيان شكايات و گزارشاتي را مبني برعدم رعايت و تخلف از ماده 9 و بند ب ماده 19 اساسنامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه دريافت كرده بود، درجلسه 12 تير ماه خود مقرر كرد موضوع با حضور اعضاء هيات منصفه طرح و مورد رسيدگي قرار گيرد. از اين رواين جلسه در روز شنبه 23 تيرماه تشكيل و پس از طرح شكايات واصله و استماع دفاعيات دبير انجمن اسلامي دانشجويان، هيات منصفه پس از شور، تخلف از ماده 9 و بند ب ماده 19 اساسنامه انجمن را محرز دانست".
اما با توجه به ماده 19 آييننامه درصورتي كه انجمن اسلامي به راي صادره اعتراض داشته باشد مي تواند ظرف مدت10 روز از تاريخ ابلاغ، اعتراض خود را به صورت كتبي به هيات نظارت دانشگاه تحويل دهد تا جهت رسيدگي به هيات نظارت مركزي ارسال شود.
اشكان مدني دبير شوراي مركزي اين انجمن ضمن تائيد خبر لغو مجوز انجمن اسلامي مي گويد: "اين حكم مبناي حقوقي ندارد. در اساسنامه انجمن اسلامي به صراحت وظايف شوراي مركزي برشمرده و در آن مساله حضور در دفتر تحكيم جز حيطه مركزي نامبرده شده است".
وي در ادامه در مورد علت لغو مجوز اين انجمن، اضافه مي كند: "تنها به دليل حضور انجمن درنشست سالانه دفتر تحكيم وحدت اين انجمن لغو مجوز شد".
پاسخ تغيير خط مشي
انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود كه تا انتخابات دي ماه گذشته از زير مجموعه هاي طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت بود، پس از اين انتخابات دوباره به بدنه طيف علامه دفتر تحكيم وحدت بازگشت و در نشست انتخاباتي اين تشكل دانشجويي در 18 اسفند ماه 1385 نيز شركت كرد.
انجمن اسلامي اين دانشگاه در پي لغو مجوز و در اعتراض به اين مساله بيانيه اي صادر كرده که در آن آمده است: "پروژه حذف صداي منتقدان دانشجويي از فضاي سياسي کشوربا انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود ادامه يافت وسناريوي انحلال انجمن كه توسط برخي نهادها در دانشگاه شاهرود تنظيم و با همکاري نهادهاي امنيتي موازي تکميل شده بود، توسط رئيس انتصابي دانشگاه و نماينده رهبري در دانشگاه صنعتي شاهروداجرايي شد".
اين بيانيه ضمن تا كيد بر اين مساله كه بدون شك اين اقدام در راستاي تحديد فضاي سياسي دانشگاهها و در ادامه دستگيري اعضاي شوراي مرکزي و عمومي دفتر تحکيم وحدت در هجدهم تير ماه، توقيف خبرگذاري ايلنا و پلمپ دفتر ادوار تحکيم است، مي افزايد: "اين اقدامات نابخردانه ناشي از آن است كه برخي حاکمان عقلانيت سياسي خويش از دست داده اند و ديوانه وار بر دانشجويان مظلوم ميتازند، غافل از آنکه جنبش دانشجويي ايران، انجمن هاي اسلامي سراسر كشور و دفتر تحکيم وحدت همچنان زنده است و پويا تر از گذشته به نقد استبداد و تحجر خواهند پرداخت".
بيانيه اين انجمن اعلام مي كند: "به حاکمان جمهوري اسلامي هشدار ميدهيم نسل ما آخرين نسل از دانشجويان خواهد بود که با مشي انتقادي و با تکيه بر وجوه دموكراتيك قانون اساسي با شما سخن ميگويد و به يقين ديگران پس از ما راههاي ديگري را بر خواهند گزيد که بدون شك دود آن اول به چشم خود شما خواهد رفت. برادرانه شما را به پايان دادن به اين رفتارهاي ظالمانه نصيحت مي كنيم. بدانيد كه ملك و حكومت با كفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز".
دانشگاه شاهرود از جمله دانشگاههايي است كه در دو سال گذشته به شدت تحت فشار بوده: در اسفند ماه گذشته با نصب دو تابلوي بزرگ در محوطه دانشگاه مصاديق برخورد دانشجويان دختر و پسر و نحوه آرايش و لباس پوشيدن تئوريزه شد ودر ارديبهشت گذشته نيز تمام فعالين صنفي و سياسي از خوابگاه دانشگاه اخراج شدند.
پس از آن بود كه حراست فشارش را بر دانشجويان دختر و پسر افزايش داد تا جايي كه از برخي نيروهاي بسيجي خارج از دانشگاه نيز به عنوان نيروي كمكي در كشف مصاديق بي حجابي و بي بندوباري سود جست.
انحلال بدون اعتراض
اكنون نيز پس از حدود 6 ماه حكم انحلال اين تشكل مستقل دانشجويي را داده است. يكي از دانشجويان اين دانشگاه در همين ارتباط مي گويد: "در همان زمان كه درخواست كرديم انتخابات را تائيد كنند با زبان بي زباني و بطور تلويحي به ما گفتند كه اين انتخابات مورد تائيد نيست و انجمن بايد منحل شود ولي اين انحلال در فضايي صورت مي گيرد كه هيچ اعتراضي صورت نگيرد".
اين دانشجو فضاي حاكم بر محافل دانشجويي را در پي دستگيري اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم وحدت مصداق همان فضايي مي داند كه شايد اجازه اعتراض را از دانشجو مي گيرد.
روح الله (خسرو) حسينيان مشاور امنيتي احمدي نژاد و رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي از مشاورت رئيس جمهور استعفا داد. اين چندمين استعفاي در دولت نهم است؛ پيش از حسينيان، مددي رئيس تامين اجتماعي، كاظمي وزير تعاون و چند نفر ديگر به همكاري خود با دولت خاتمه داده بودند.
حسينيان در ارديبهشت ماه گذشته به عنوان مشاور امنيتي احمدي نژاد منصوب شد؛انتصابي که بسياري را شوكه كرد چرا كه حسينيان عضو گروه اصولگراياني كه احمدي نژاد بدان تعلق داشت، نبود.
نزديكان حسينيان در آن زمان بطور غير رسمي اعلام كردند كه وي براي كمك به احمدي نژاد و حفظ آبروي دولت اسلامي اين پست را قبول كرده است.
اكنون حسينيان در حالي كه كمتر از 3 ماه از انتصابش به عنوان مشاورت امنيتي احمدي نژاد مي گذرد از مقام خود استعفا داده است. اين خبر تنها از سوي سايت "بازتاب" اعلام شده است اما تماس ها با دفتر حجت الاسلام حسينيان در مركز اسناد انقلاب اسلامي براي تاييد اين خبر به آنجا رسيد كه مسوولين دفتر وي ضمن اعلام آگاهي از اين مساله، خبر فوق را تائيد و يا تكذيب نكردند.
روح الله حسينيان با حفظ سمت رياست بر مركز اسناد انقلاب اسلامي به عنوان مشاور احمدي نژاد منصوب شده بود.
روح الله حسينيان از زمان پيروزي انقلاب تا آذر 1377 كه منجر به خانه تكاني در وزارت اطلاعات شد همواره پستهاي اطلاعاتي و قضايي در اختيار داشته و از نزديكان و معتمدين حجت الاسلام محمدي ري شهري وزير سابق اطلاعات است.
به گزارش بازتاب: "وي از موسسين جمعيت دفاع از ارزشها بوده و در انتخابات دوم خرداد سال 1376 انتقادات جدي از جناح راست و ناطق نوري داشت اما پس از انتخابات و در جريان قتل هاي زنجيره اي به اين جناح نزديك شد و در برنامه جنجالي چراغ در دفاع از سعيد امامي اين قتل ها را به هواداران خاتمي در وزارت اطلاعات نسبت داد.
وي مدتي پس از آن در جريان سخنراني در مدرسه فيضيه قم براي طلاب گفت: "قضيه قتلها مثل اينكه گريبان ما را گرفته، هر چه ما ميخواهيم فرار كنيم، راه فراري وجود ندارد. مثلا آقاي پروازي يك طلبهاي است با بچههاي حزبالله همكاري ميكرد. بعدا درگير شدند با بچههاي حزبالله و ايشان منشعب شد و شروع كرد عليه بچههاي حزبالله فعاليت كردن و حرف زدن و صحبت كردن. از اين موقعيت گلآلود آقاي سعيد حجاريان، آقاي امينزاده معاون وزير امور خارجه، آقاي محسن آرمين سخنگوي مجاهدين انقلاب اسلامي، اين سه نفر و يك نفر ديگر هم آقاي افشار كه من نميشناسم، هنوز هم نميشناسم، كه چه كسي است، ميآيند اين طلبه بنده خدا را ميبرند و تحريكش ميكنند و ميگويند بيا و بگو كه اولاً حزبالله تا به حال چه كارهاي خشونتآميزي انجام داده و ثانياً بيا و بگو اينها با دستور رهبري بوده".
وي در بخش ديگري از اين سخنان مي افزايد: "قرار شد سعيد حجاريان را دستگير بكنند اما متأسفانه تا به گوش آقاي خاتمي رسيد، واسطههايي را فرستادند و حتي ظاهرا خدمت مقام معظم رهبري هم رسيده بود كه خلاصه اين مشاور هست و بد ميشود براي رياست جمهوري، دستگير نكنيد. نكردند و اما اميدوار هستيم به هر حال يك روزي اين پرونده رو بيايد و سعيد حجاريان به ميز محاكمه به خاطر اين توطئه كشيده بشود".
در آن سخنراني حسينيان تاكيد كرده بود: "اين همان حرفي است كه بنده دارم گلوي خودم را پاره ميكنم ميگويم بابا بياييد اين جريان را ريشهيابي بكنيد و ببينيد كه چه جناحي نفعش بوده است كه اين قتلها را مرتكب شود. ايشان اين جوري جواب ما را دادند. واقعا نتوانستند جواب بدهند. هنوز هم آقاي موسوي ميگويد انگيزه ما اين بود كه رهبري در مقابل رئيس جمهور شكست بخورد......اين ماجراها توطئهاي بود همش براي همين و وزارت اطلاعات را كه اينها داغون كردند، وقتي سعيد حجاريان سخنراني كرد و گفت كه ما سنگرهاي نظام را يكي بعد از ديگري در حال فتح كردن هستيم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه كردم گفتم مواظب باشيد اين حرف آقاي سعيد حجاريان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون كردند و گرفتند. سپاه را كه از همان اول اينقدر با آن برخورد كردند كه به اصطلاح خودشان، نظرشان اين است كه فرماندهان را وادار به سكوت كردند. اين نيروي انتظامي مانده بود. همه اين نقشهها هم براي اين بود كه نيروي انتظامي را زير سلطه خودشان قرار بدهند. نميدانيم واقعيت دارد يا ندارد".
اكنون حسينيان در حالي كه كمتر از دو ماه به محمود احمدي نژاد مشاوره داده است، مشاوره دادن به او را قطع مي كند در حالي كه وي با اصرار احمدي نژاد پس از گذشت حدود دو سال از انتخابات به عنوان مشاور سياسي و امنيتي وي منصوب شده بود و اكنون نيز در رابطه با علت استعفاي وي بي مهري ها و بي اعتنايي هاي مسوولين دفتر رئيس جمهور عنوان شده است.
حالا حسينيان بر اساس گزارش سايت بازتاب "پس از گذشت 80 روز بدون تعامل جدي دفتر رئيس جمهور با وي از سمت مشاور رئيس جمهور استعفا كرده است".
روح الله حسينيان پيش از اين هم يك بار بطور آشكارا راه تقابل با دفتر رئيس جمهور را در پيش گرفت، آنگاه كه درخرداد ماه گذشته پس از آنكه طي حكمي از سوي "شيخ الاسلام" رئيس دفتر رئيس جمهور به عنوان عضو"شوراي سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه هاي احمدي نژاد"منصوب شد. حسينيان يك روز پس از اعلام تشكيل اين شورا طي تكذيبيه اي حضور خود در اين شورا را رد و اعلام كرد بدون موافقتش اين حكم صادر شده است و اين آغاز بي اعتنايي و سردي روابط مسوول دفتر رئيس جمهور با مشاور امنيتي رئيس جمهور بود كه در نهايت به استعفاي او منجر شد.
وزير ارشاد، دو هفته پس از انعکاس سراسري گفته هايش در رسانه ها در مورد "کودتاي مطبوعاتي"، و در پي مواجه شدن با انتقادات فراوان به خاطر اين گفته، از اساس بيان چنان سخناني را منکر شد.
16 تير خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا از خراسان اظهارات حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و سردبير سابق روزنامه کيهان را بر خروجي خود قرار داد؛ "وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه بسياري از نشانههاي موجود بيانگر وجود کودتاي خزنده در مطبوعات است، اظهار داشت: تعبير کودتاي خزنده متناسب با موضوع است".
وي افزود "وقتي ميگوييم کودتاي خزنده در رسانه يعني اين که شخصي در چارچوب يک اقدام براندازانه حرکت مي کند، تعبير ما از کودتا اينگونه نيست که عدهاي در پادگان جمع شدهاند و قصد حمله دارند".
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت "بحثي براي تدوين قانون جديد مطبوعات مطرح نشده اما اگر نياز باشد به سراغش ميرويم." محمدحسين صفار هرندي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، همچنين درباره صدور امتياز روزنامه براي احزاب با توجه به نزديکشدن به زمان انتخابات گفت "قانوني مبني بر واگذاري روزنامه به احزاب نداريم و اين افراد هستند که تقاضا ميکنند".
اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي عينا در روزنامه کيهان با تيتر "برخي مطبوعات كودتاي خزنده راه انداخته اند" به چاپ رسيد.
کيهان اظهارات همسوي مهدي کلهر مشاور رسانه اي احمدي نژاد را نيز در همان روز چاپ کرد "مشاور رئيس جمهور در امور رسانه ها گفت: مدتي است كه كودتاي خزنده اي توسط رسانه هاي داخلي و خارجي عليه دولت به راه افتاده و اخيراً به كودتايي آشكار تبديل شده كه كودتاگر اصلي آن در آمريكاست كه از تجربه بالايي برخوردار است."
معاون رسانه اي: توطئه روزمره عليه دولت!
يک روز پس از ادعاي "کودتاي خزنده مطبوعات" از سوي صفار هرندي روزنامه ايران که به دنبال تغييرات مورد نظر وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت نظارت مستقيم وي فعاليت مي کند بيانيه شديد الحن محمد جعفر بهداد معاون ارتباطات احمدي نژاد و همکار قبلي صفار هرندي در روزنامه کيهان را انتشار داد.
در اين بيانيه معاون ارتباطات رئيس جمهور خبر داد "دفتر رئيس جمهور از لاك سكوت خارج شده و تهاجم بدخواهان عليه دولت را بى پاسخ نخواهد گذاشت". در بيانيه جعفر بهداد ادعا شد "اين باند(مطبوعات منتقد دولت) نه تنها به تبليغات سياه و غيربهداشتى و توطئه هاى روزمره خود ضدبرنامه ها و عملكرد دولت مكتبى ادامه داده بلكه متأسفانه در اين اواخر وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به شخص رئيس جمهور و تحريف و دروغ پردازى در انعكاس سخنان و مواضع ايشان شد كه تحمل اين رويه، در واقع ناديده گرفتن آرا و اعتماد ده ها ميليون ايرانى به رئيس جمهور در انتخابات حماسى سوم تير ماه ۸۴ ارزيابى مى شود".
بهداد تصريح كرد "هم اكنون با بهره گيرى از روش هاى قانونمند و حرفه اى به اتخاذ مواضع فعال در برابر دشنام گويان و عوامل تبليغات سياه عليه دولت مردمى و مكتبى روى آورده و به صيانت از دولت در برابر دروغ پردازى ها و انگاره سازى هاى كثيف ادامه خواهيم داد."
بخشي از اين بيانيه در روزنامه ايران انتشار نيافت؛ بخشي که به گزارش خبرگزاري فارس حاکي از"روي كار آمدن يك تيم و گروه با سابقهء رسانهاي و مطبوعاتي در مجموعهء اطلاعرساني و ارتباطات دفتر رييسجمهوري" از يک ماه گذشته بود.
ارسال تکذيبه هاي متعدد به مطبوعات و وادار کردن مطبوعات به انتشار تکذيبه با تيتر مورد نظر تيم مستقر در رياست جمهوري، توقيف روزنامه هم ميهن، لغو امتياز روزنامه مشارکت، فيلتر خبرگزاري کار ايران ايلنا و توقيف اين خبرگزاري، صدور حکم اعدام براي عدنان حسن پور عضو هيات تحريه هفته نامه آسو برخي از رويدادهاي مطبوعاتي از يک ماه گذشته است.
مهدي کلهر مشاور رسانه اي و علي اکبر جوانفکر مشاور مطبوعات احمدي نژاد، همزمان با بيانات هشداراميز خود در مورد مطبوعات، سفرهاي استاني خود را آغاز کردند.
اين دو در سفر به استان فارس و استان خراسان مطبوعات را به "کودتاي رسانه اي بر عليه دولت" متهم نمودند. به گزارش ايسنا مهدي کلهر مشاور رسانه اي احمدي نژاد در مشهد گفت "اقدامات دولت يک نوروز ملي و سياسي است".
مشاوررسانه اي رييس جمهور با بيان اينكه "البته کوتوله هايي هم داريم که نهايت ايدهآل شان گوجه فرنگي است" ادامه داد اين افراد زماني که گوجه فرنگي سالادشان کم مي شود نعره مي زنند، ولي تعدادشان کم است و در مجلس شوراي اسلامي هم هستند. وي با بيان اينکه "ما خجالت مي کشيم که يک نماينده از گوجه فرنگي حرف مي زند" گفت "شما نيامديد هيچ وقت از موتور جت که مثلا قرار بوده در سال 77 به اتمام برسد صحبت کنيد و يا سوالي در خصوص حل مشکل مسکن که صد سال است گريبانگير ماست حرفي بزنيد". کلهر افزود "اينها همه يا عوام فريبي است و يا اينکه سقف آرزوهاي اين افراد گوجه فرنگي و سالاد است، مثلا اگر گوجه فرنگي گران است رب براي چه درست شده است؛ و بدانيد که مردم ما اينطور نيستند."
کودتاي خزنده مطبوعات دروغ محض است!
اما دو روز پيش، جمعه 29 تير، دو هفته بعد از ادعاي کودتاي خزنده مطبوعات عليه دولت، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به ناگهان از اساس اظهارات خود در مشهد را تکذيب کرد.
به گزارش واحد مرکزي خبر صفار هرندي ادعاي کودتاي خزنده مطبوعات عليه دولت از سوي خود را"دروغ محض" خواند و افزود "الان هم مي گويم هر کس براي آنچه به عنوان کودتاي خزنده به من نسبت داده اند، يک کد يا شاهد شفاهي بياورد که من اين حرف را زده ام، به او جايزه مي دهم و او را به عنوان روزنامه نگار واقعي معرفي مي کنم".
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: "برخي روزنامه نگاران برعکس عمل کردند و روزي که آقاي الهام توضيح داد که من با فلاني صحبت کردم و او گفت من اين حرف را نزدم، يک آقايي در روزنامه اش تيتر زد که آقاي الهام حرف هاي وزير فرهنگ را اصلاح کرد".
وي خطاب به روزنامه نگاران تاکيد کرد"اين صنف بايد خود را از دام اين گونه توطئه ها رها کند، اين گونه کارها شان روزنامه نگاري را پايين مي آورد."
وارد کردن اتهام کودتاي خزنده به مطبوعات از سوي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي کار مطبوعات و خبرنگاران کشور را بدانجا رساند که احمد لطيفي شهردار سابق اراک در جلسه معارفه شهردار جديد اين شهر گفت "اينها (خبرنگاران) همان کساني هستند که زمان جنگ در اردوگاه منافقين بر ضد رزمندگان به جمع آوري اطلاعات مشغول بودند وبعد از جنگ در قالب توابين قرار گرفته وبه دانشگاه رفتند ودرس خواندند وامروز قلم به دست گرفته واصحاب رسانه شده اند".
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مدعي است "اگر يك جو جوانمردي در وجود بعضي از اين روزنامهنگاران هست اين دروغي را كه به من نسبت دادند، مرتفع كنند" و تصريح دارد "من به هيچ وجه درباره كودتاي خزنده مطبوعات در هيچ جا حرف نزدم اگر يك نمونه از آنرا داشتند بياورند و جايزه بگيرند".
وي براي دادن جايزه مي تواند به همکاران سابق خود و خبر مندرج در مورخ 17 تير روزنامه کيهان با تير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: برخي مطبوعات كودتاي خزنده راه انداخته اند سري بزند و به خبرنگران اعلام کند آيا منظورش اين است که دوستان وي در کيهان "دروغ محض" چاپ مي کنند؟
در حالي که در روزهاي اخير خبرهاي ضد و نقيضي از فوت آيت الله مشکيني رئيس 86 ساله مجلس خبرگان رهبري در رسانه هاي ايران منتشر شده است، وضعيت آينده صندلي رياست بالاترين نهاد سياسي جمهوري اسلامي در راس گمانه زني هاي محافل سياسي و رسانه اي ايران قرار گرفته است.
آخرين خبر منتشر شده در مورد وضعيت سلامتي آيت الله مشکيني روزشنبه از سوي خبرگزاري هاي داخلي مخابره شد. در اين خبر آمده است: "دکتر جعفر اصلاني، رئيس گروه درماني آيتالله مشکيني، روز شنبه در خصوص وضعيت کلي ايشان گفت: وضعيت آيتالله مشکيني نسبت به جمعه تغيير خاصي پيدا نکرده است و وابستگي ايشان به دستگاهها و اوضاع ريوي وي، مانند ديروز است. دکتر اصلاني در اين گفتوگو افزود: آيتالله مشکيني از 5 سال پيش بيماري خوني داشتند که دو هفته پيش بيماري ايشان شدت پيدا کرد و عفونت وي به دليل ضعف گسترش يافت و حتي در مواردي نياز به دستگاه کمک تنفسي پيدا کرد. وي با بيان اين که شرايط آيتالله مشکيني در روز پنجشنبه بسيار بحراني بوده است گفت: اکنون در بخش ICU هستند و متأسفانه تغييري در بهبودي ايشان حاصل نگرديده است."
در پي اخبار مربوط به وضعيت جسماني علي مشکيني، آنچه از سوي بسياري از آگاهان مورد تاييد قرار گرفته، ناممکن شدن حضور موثر وي در مسند رياست خبرگان رهبري است. اين موضوع آنقدر با اهميت است که از هم اکنون گمانه زني ها در مورد گزينه جايگزين وي آغاز شده است.
اين آگاهان معتقدند با بروز چنين وضعي چالش هاي پنهان در لايه هاي حاضر در خبرگان نمود بيشتري خواهند يافت و رودررويي ها که پيش از اين اوج اش را در چهارمين دوره خبرگان شاهد بوديم يک بار ديگر سرباز خواهد کرد. درست همانجايي که دو جريان سياسي رقيب به صف آرايي در مقابل هم پرداخته اند. جرياني که هاشمي رفسنجاني را در سر ليست خود داشت و جريان ديگري که محمد تقي مصباح يزدي و شاگردانش هدايتگرش بودند.
جريان هاشمي رفسنجاني تاکنون کوشيده در مواضع خود تفسيري زميني تر از ولايت فقيه ارائه دهد که با برخي جريان هاي اصلاح طلب نيز همپوشاني داشته و در آن سو، جريان مصباح يزدي در مسير تفسيري آسماني تر از اين جايگاه سياسي مذهبي در جمهوري اسلامي قرار داشته است.
از ديدگاه کساني چون مصباح يزدي ولي فقيه از جانب خدا نصب مي شود و تنها وظيفه مجلس خبرگان کشف اين فرد و اعلام آن به مردم است. در حالي که هاشمي رفسنجاني بر "انتصابي بودن" رهبر به جاي "اکتشافي بودن" تاکيد کرده و از امکان بروز خطا در انتخاب رهبر توسط اعضاي خبرگان سخن گفته است: "البته معلوم نيست هميشه آن کسي که اصلح است، انتخاب شود. ممکن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد؛ يعني اکثريت اعضاي مجلس خبرگان به يک فرد راي بدهند، اما در عين حال فرد اصلحي هم در جامعه وجود داشته باشد."
او در گفت وگو با مجله حکومت اسلامي تاکيد کرده: "اين طور نيست که در آنجا يک مکشوفي باشد و ما به آن مکشوف دست پيدا کنيم، بلکه کساني هستند که صلاحيت دارند و خبرگان هم از ميان آنها يک نفر را انتخاب مي کند و ممکن است در اين انتخاب اشتباه هم بکند. چون در خبرگان به ناچار ملاک راي اکثريت است و نظرات مخالف هم وجود دارد و قبول نظر آراي اکثريت يک قاعده عرفي معقول است."
در اظهار نظري جداگانه، رفسنجاني پس از چهارمين انتخابات خبرگان رهبري به صراحت از نظريه "رهبري شورايي" در برابر ايده "رهبري فردي" سخن گفته است. هرچند نظريه "شوراي فقها" يکي از چند روايت موجود درباره نظريه ولايت فقيه است و عدول از تئوري ولايت فقيه نيست، اما به زعم برخي صاحب نظران شکل گيري چنين شورايي شايد بتواند گامي در جهت زميني کردن جايگاه ولايت فقيه و حل موضوع تمرکز قدرت در جمهوري اسلامي باشد.
رقابت انتخاباتي
در دوره رقابت هاي انتخاباتي خبرگان، جريان مصباح هر کاري در توان داشت را براي حذف هاشمي رفسنجاني به انجام رسانيد که به نتيجه نرسيد و مصباح، شکست سختي را از رقيب خود تجربه کرد. در آن زمان، حتي از ليست انتخاباتي اين جريان بعضا به نام "ليست منهاي هاشمي و روحاني" ياد مي شد. هر چند در ليست انتخاباتي جامعتين که شامل جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم - مهمترين تشکل هاي محافظه کاران - است نام هاشمي رفسنجاني و محمد تقي مصباح در يک ليست ديده مي شد. موضوعي که مصباح يزدي طي يک سخنراني بدون نام بردن از فرد خاصي تلويحاً آن را مورد انتقاد قرار داد و گفت: "اگر کسي بگويد نه آقا ولايت امر، زميني و با راي مردم است... آيا بايد سکوت کرد. آيا توصيه بردار است که کسي بگويد شما بياييد با آمريکا توافق کنيد، چه توافقي؟ مساله مرگ و حيات است. او مي گويد اگر اين کار را نکنيم مرگ است و من مي گويم اگر اين کار را بکنيم مرگ است، حالا چه کار کنيم؟ اينجا جاي توصيه نيست." او به اين ترتيب غيرمستقيم اعلام کرد مباني فکري او و هاشمي جداست و راي به يک سرليست جامعتين به معناي نفي سر ديگر فهرست است.
اما اين صف بندي ها موضوع چندان جديدي هم در اين مجلس نيست. در سال هاي آخر دوره سوم همين مجلس خبرگان بود که اين چالش در نطق هاي علني پيش از دستور اعضاي اين مجلس نيز نمود يافت. درست در روزهايي که برخي از نمايندگان نزديک به اصلاح طلبان در خبرگان در پي طرح براي اصلاح آيين نامه خبرگان بودند برخوردهاي لفظي در صحن علني مجلس روي داد تا دو تفکر از دو برداشت از ولايت فقيه صف آرايي ها را آغاز نمايند و بعدها اين شکاف در انتخابات هاي ديگر نيز پر رنگ تر شد. در آن روز نيز هاشمي رفسنجاني به عنوان نائب رئيس مجلس خبرگان با محمد يزدي بر سر اين مفهوم به چالش پرداخت. محمد يزدي رئيس سابق قوه قضائيه جمهوري اسلامي نيز در جبهه مصباح يزدي از آسماني بودن ولايت فقيه پشتيباني مي کند و در دوره جديد مجلس خبرگان نيز به سمت نائب رئيسي دوم مجلس خبرگان پس از هاشمي رفسنجاني که نائب رئيس اول است انتخاب شده است.
در حالي که بيماري آيت الله مشکيني از دو سال پيش اوج گرفت و وي عملا حضور کمرنگ تري در عرصه داشت، چالش دو جريان هاشمي و مصباح بر سر رياست خبرگان سبب شد تا تلاش هاي پيگيرانه اي براي وارد کردن مشکيني به انتخابات صورت گيرد تا کرسي رياست براي اين آيت الله محفوظ نگاه داشته شود. اين تلاش ها نهايتا باعث شد كه مشکيني از تصميم خود مبني بر کانديدا نشدن به علت بيماري منصرف شود.
اين روحاني 86 ساله، هر بار كه اجلاس سالانه مجلس تحت مديريت خود را تشكيل ميدهد، اعضاي اين مجلس را به ديدار رهبري ميبرد. اين موضوعي است كه به طور ضمني مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار گرفته است. جريان اصلاح طلب، كه معمولا از حضور جدي در مجلس خبرگان محروم شده است، هميشه منتقد اين موضوع بوده و از اينكه چرا اعضاي مجلس خبرگان رهبري به جاي اينكه رهبر را به جمع خود احضار كنند و از او درباره عملكرد يك ساله خود توضيح بخواهند، به حضور وي ميروند و در اين ديدارها به جاي بررسي عملكرد از او رهنمود ميگيرند.
در هر صورت، اکنون اگرچه با وخامت بيشتر وضع جسماني مشکيني، در تحليل ها بيشتر از ديگران جريان هاشمي رفسنجاني و جريان مصباح يزدي به نيروهاي تاثيرگذار بر تعيين جانشين احتمالي مشکيني در کرسي رياست خبرگان ياد مي شود. نزديک شدن به اجلاس آينده خبرگان دوره چهارم، نشان خواهد داد در کش و قوس درون قدرت در جمهوري اسلامي کدام جريان سبقت گرفته است.